close
چت روم
مطالب جالب و باפـال

به وبلاگ من خوش اومدید

جستجو

اطلاعات کاربری

    عضو شويد

    نام کاربری :
    رمز عبور :

    فراموشی رمز عبور؟

    عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آرشیو
مطالب پربازدید
مطالب تصادفی
مکان تبلیغات

 

 

درباره : طنز , عکس های جالب ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 2

بازدید : 27
تاریخ : جمعه 09 خرداد 1393 زمان : 16:57 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | لینک ثابت | نظرات ()

 

ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته

از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته

یک سینه غزق مستی دارد هوای باران

از این خراب رسوا امشب دلم گرفته

امشب خیال دارم تا صبح گریه کنم

 

 

شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته

خون دل شکسته بر دیدگان تشنه

باید شود هویدا امشب دلم گرفته

ساقی عجب صفایی دارد پیاله ی تو

پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته

گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است

فردا به چشم اما امشب دلم گرفته

 

 

درباره : طنز , جملات زیبا و عاشقانه , شعر ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 2

بازدید : 20
تاریخ : پنجشنبه 08 خرداد 1393 زمان : 18:56 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | لینک ثابت | نظرات ()

بابا

زنگ  انشاء  شد  عزیزان   دفتر  خود  وا   کنید

ساعتی  را   با   معلم   صحبت    از  بابا   کنید

صحبت  خود   را   معلم   با  خدا    آغاز     کرد

کهنه  زخمی  از   میان  زخمها    سر   باز  کرد

ساعتی  رفت  و  تمام   بچه ها  انشا ء  بدست

هر کسی پیش آمد ودفتر نشان داد و نشست

ناگهان  چشم  معلم  بر  سعید  افتا د   و  گفت

گوش   ما   باید   صدای    دلنوازت   را  شنفت

دفتر   خود    را   نیاوردی     عزیزم    پیش  ما

نازنین  حرفی  بزن    اینگونه    غمگینی   چرا؟

...

 

شکلک های محدثه

 

 

شکلک های محدثه

 

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
درباره : طنز , شعر ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 1

بازدید : 28
تاریخ : پنجشنبه 08 خرداد 1393 زمان : 18:52 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | نظرات ()

بعضی چیز ها رو باید بنویسم

 

نه برای اینکه همه بخونن و بگن عالیه

 

برای اینکه خفه نشم 

 

همین

درباره : طنز , جملات زیبا و عاشقانه ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 2

بازدید : 3
تاریخ : پنجشنبه 08 خرداد 1393 زمان : 15:9 | نویسنده : ava | لینک ثابت | نظرات ()

 

 کودکی به مامانش گفت: من واسه تولدم دوچرخه می‌خوام. بابی پسر خیلی شری بود. همیشه اذیت می کرد. مامانش بهش گفت: آیا حقته که این دوچرخه رو واسه تولدت بگیریم؟ بابی گفت: آره.

مامانش بهش گفت، برو تو اتاق خودت و یه نامه برای خدا بنویس و ازش بخواه به خاطر کارای خوبی که انجام دادی بهت یه دوچرخه بده.

 

 

شکلک های محدثه

 

 


ادامه مطلب
درباره : داستان , مامانت پیش منه... ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 1

بازدید : 38
تاریخ : پنجشنبه 08 خرداد 1393 زمان : 2:13 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | نظرات ()

تو خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفت
آقا ببخشید, مادر من تو اون آسایشگاه روبرو نگهداری میشه, من روم نمیشه چشم تو چشمش بشم چون زنم مجبورم کرد ببرمش اونجا, این امانتی رو اگه از قول من بهش بدید خیلی لطف کردید.
قبول کردم و کلی هم نصیحتش کردم که مادرته بابا, اونم ابراز پشیمونی کرد و رفتم داخل آسایشگاه, پیر زن رو پیدا کردم, گفتم این امانتی مال شماس, گفت حامد پسرم تویی؟
گفتم نه مادر, دیدم دوباره گفت حامد تویی مادر؟
دلم نیومد این سری بگم نه , گفتم آره, پیرزنه داد زن میدونستم منو تنها نمی ذاری,
شروع کرد با ذوق به صدا کردن پرستار که دیدی پسر من نامهربون نیست؟
پرستاره تا اومد گفت شما پسرشون هستید؟
تا گفتم آره دستمو گرفت, گفت 4 ماه هزینه ی نگهداری مادرتون عقب افتاده , باید تسویه کنید
حالا از من هی غلط کردم واینکه من پسرش نیستم ولی دیگه باور نمی کردن
آخر چک و نوشتم دادم دستش, ولی ته دلم راضی بود که باز این پیر زن و خوشحال کردم , هر چند که پسرش خیلی ... بود.
اومدم از پیرزنه خدافظی کنم تا منو دید گفت دستت درد نکنه , رفتی بیرون به پسرم حامد بگو پرداخت شد , بیا تو مادر!!! :)))

 

 شکلک های محدثه

 

 

 

 

درباره : داستان , آسایشگاه ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 1

بازدید : 25
تاریخ : پنجشنبه 08 خرداد 1393 زمان : 2:11 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | لینک ثابت | نظرات ()

پیرمرد وفادار

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد...در راه با یک ماشین تصادف کرد و اسیب دید.

عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین در مانگاه رساندند.پرستاران ابتدا زخم های پیرمرد را پانسمان کردند.

سپس به او گفتند: ((باید ازت عکسبرداری بشه تا مطمئن بشیم جائی از بدنت اسیب ندیده)) پیرمرد غمگین شد،گفت عجله دارد و نیازی به عکس برداری نیست .

پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند.پیرمرد گفت:همسرم در خانه سالمندان است.

هر روز صبح به انجا می روم و صبحانه را با او می خورم.نمی خواهم دیر شود!پرستاری به او گفت:خودمان به او خبر می دهیم.پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متاسفم،او الزایمر دارد.

چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا نمی شناسد!! پرستار با حیرت گفت

:وقتی نمیداند شما چه کسی هستید،چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟

پیرمرد با صدایی گرفته،به ارامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است.

 

شکلک های محدثه

 

 

 

درباره : داستان , پیرمرد وفادار ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 1

بازدید : 24
تاریخ : پنجشنبه 08 خرداد 1393 زمان : 2:0 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | لینک ثابت | نظرات ()

 

 

 

 

 

 

درباره : طنز , عکس های جالب ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 1

بازدید : 20
تاریخ : پنجشنبه 08 خرداد 1393 زمان : 1:58 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | لینک ثابت | نظرات ()

 

 

شکلک های محدثه

درباره : طنز , عکس های جالب ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 1

بازدید : 28
تاریخ : چهارشنبه 07 خرداد 1393 زمان : 15:38 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | لینک ثابت | نظرات ()

 

روزی کسی در راه بسته ای یافت که در آن چیز های گران بهایی بود و 

آیه الکرسی هم پیوست آن بود.

آن کس بسته را به صاحبش رد کرد.

او را گفت چرا این همه مال از دست دادی؟

گفت: صاحب مال عقیده داشته که آیه الکرسی مال او را از دزد نگاه می دارد

و من دزد مال هستم نه دین!

اگر آن را پس نمی دادم در عقیده صاحبان آن خللی راجع به دین روی

می داد، آن وقت من دزد دین هم بودم!!

 

 

درباره : داستان , دزد جوانمرد ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 1

بازدید : 39
تاریخ : چهارشنبه 07 خرداد 1393 زمان : 14:43 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | لینک ثابت | نظرات ()

 

جامعه دو طبقه دارند:

 

1: طبقه ای که می خورند و کار نمی کنند

2:طبقه ای که کار می کنند و نمی خورند

 

درباره : طنز , عکس های جالب ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 1

بازدید : 28
تاریخ : چهارشنبه 07 خرداد 1393 زمان : 14:7 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | لینک ثابت | نظرات ()

 

 

 

 اوخی!!! چه بچه پسر غیرتی!!!

 

 

 

 

 

درباره : طنز , عکس های جالب ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

بازدید : 26
تاریخ : چهارشنبه 07 خرداد 1393 زمان : 13:47 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | لینک ثابت | نظرات ()
عروس: خودت بگو خلافت چیه؟

داماد: فقط ادامس زیاد میجوم.

آدامس!!! حالا چرا آدامس میجوی

بو سیگارو از بین میبره

مگه سیگار میکشی؟

آره بعد از عرق حال میده

مگه عرق میخوری؟

آره گیرایی تریاک رو زیاد میکنه

مگه تریاک میکشی؟

آره از بیکاری بهتره

مگه بیکاری؟

آره خب همیشه که نمیشه دزدی کرد

مگه دزدی هم میکنی؟

نه بعد از اینکه از زندان اومدم بیرون دیگه دزدی نکردم

مگه زندان بودی؟

الکی فرستادنم تو. من که نکشتم طرف رو..
شکلک های محدثه
درباره : طنز ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 3

بازدید : 42
تاریخ : سه شنبه 06 خرداد 1393 زمان : 16:36 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | لینک ثابت | نظرات ()

بانوی محجبه فرانسوی و زن عرب

 

بانوی محجبه ای در یکی از سوپر مارکت های زنجیره ای در فرانسه خرید می کرد؛خریدش که تموم شد برای پرداخت رفت پشت صندوق.

صندوق دار نگاهی از روی تمسخر بهش انداخت و همینطور که داشت بارکد اجناس را می گرفت اجناس او را با حالتی متکبرانه به گوشه میز می انداخت. 

اما خانم باحجاب که روبنده بر چهره داشت خونسرد بود و چیزی نمی گفت و این باعث شد صندوق دار بیشتر عصبانی بشه!...

 


 

 


ادامه مطلب
درباره : داستان , بانوی محجبه فرانسوی و زن عرب ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

بازدید : 130
تاریخ : سه شنبه 06 خرداد 1393 زمان : 16:30 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | نظرات ()

 

تا حالا فکر کردین چرا دخترا بهتون میگن داداشی؟؟؟

خوبه که بعضی از پسرا بدونن چرا بهشون میگن داداشی...

میگن داداش: یعنی زیاد بهم نزدیک نشو...

میگن داداش:که وقتی مزاحم پیدا کردن بتونن با کمک داداشی ردش کنن...

میگن داداشی:که وقتی ناراحتن با یکی حرف بزنن...

میگن داداش: که وقتی میخوان لج یکیو در بیارن از داداشی کمک بگیرن...

میگن داداش: که گاهی چیزایی رو که نمیدونن ازشون یاد بگیرن...

میگن داداش: یعنی نمیخوام دوست پسر داشته باشم بیخیال من شو...

میگن داداش: که هم باهات حرف بزنن و هم از هر پیشنهاد ناراحت کننده ای در امان باشن...

 

نظز شما چیه؟؟؟؟؟؟

 

درباره : طنز , مطالب جالب ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 1

بازدید : 20
تاریخ : سه شنبه 06 خرداد 1393 زمان : 16:26 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | لینک ثابت | نظرات ()
آخرین مطالب ارسالی
صفحات سایت
تعداد صفحات : 17
موضوعات
لینک دوستان
کاربران